در حال بارگزاری ...
افزودن به علاقه مندی های
مقایسه

آویز خودرو یا اباصالح المهدی

شناسه محصول:
شناسه محصول:
دسته بندی: آویز خودرو
تولید کننده: محیا
رنگ:
مشکی کرم قرمز سبز آبی
فروشنده: فروشگاه سبک زندگی ماهد
10,000 تومان تخفیف
تعداد
موجودی
امتیاز محصول
مشخصات فنی بیشتر
نقد و بررسی اجمالی

آویز خودرو دو روی «یا حسین بن علی الشهید/یا اباصالح المهدی» در چهار رنگ تولید شده است. یک طرف آن ذکر «یا حسین‌بن‌علی الشهید» و طرف دیگرش ذکر «یا اباصالح المهدی» به‌شیوۀ چاپ سیلک روی پارچۀ کج‌راه نقش بسته است. این محصول را می‌توان به آینۀ وسط خودرو آویخت.

اصالت کالا اصالت کالا

سلامت کالا سلامت کالا

ارسال کالا ارسال کالا

مرجوع کالا مرجوع کالا

فروش عمده فروش عمده

  • نقد و بررسی
  • مشخصات
  • نظرات کاربران
نقد و بررسی اجمالی
آویز خودرو یا اباصالح المهدی
نقد و بررسی
آویز خودرو دو روی «یا حسین بن علی الشهید/یا اباصالح المهدی» در چهار رنگ تولید شده است. یک طرف آن ذکر «یا حسین‌بن‌علی الشهید» و طرف دیگرش ذکر «یا اباصالح المهدی» به‌شیوۀ چاپ سیلک روی پارچۀ کج‌راه نقش بسته است. این محصول را می‌توان به آینۀ وسط خودرو آویخت.
ادامه مطلب
نقد و بررسی تخصصی

«حاضرِ غایب»

ده دقیقه‌ای می‌شود که اینجا هستم و حتی یک ماشین هم عبور نکرده است. مرخصی‌ام تمام شده و صبح علی‌الطلوع باید بروم سر کار. با این وضع، بعید می‌دانم وقتی برای استراحت باقی بماند.

- دربست. دربست. دو تا چهارراه بعد پیاده می‌شم.

- بیا بالا.

- دمت گرم داداش. صندوق رو می‌زنی که چمدونم رو بذارم؟

چمدانم را در صندوق‌عقب ماشین گذاشتم و سوار شدم.

- مسافری؟

- اهل همین‌جام. رفته بودم قم به مادربزرگم سر بزنم.

- جمکران هم رفتی؟

- بله.

- من تا حالا جمکران نرفتم؛ یعنی چند بار می‌خواستم برم، ولی هر بار جور نمی‌شد. یه‌بار پولی که کنار گذاشته بودم، خرج تصادف ماشین شد. یه‌بارم حال مادرم خوب نبود؛ ترسیدم تو راه اذیت بشه. قبلاً خیلی غصه می‌خوردم؛ فکر می‌کردم لابد آقا دوستم نداره که اجازه نمی‌ده برم. بعد دیدم هربار که بهش متوسل شدم، دست‌خالی برنگشتم. یکی‌ش همون دفعه که با اون موتورسوار تصادف کردم. دکتر گفت بعیده زنده بمونه. گفتم: آقاجون، شما واسطه شو و از خدا بخواه روی ما رو زمین نندازه. لطفشون بود که زنده موند و روپا شد. بعد دیدم اینا اگه دوست‌داشتن نیست، پس چیه؟ من چی می‌خوام بیشتر از این؟

همچنان مشغول صحبت بود. انگار که داشت با خودش حرف می‌زد. نگاهی به جیب کیفم انداختم. جای این آویز یا اباصالح المهدی که برای ماشین بابا خریدم، همین‌جاست. این پسر وجودِ حاضرِ غایبه. خودش اینجاست و دلش همون‌جاییه که باید باشد. همون‌طور که من بودم؛ خودم تو جمکران و دلم هر جایی غیر از اون.


اطلاع به من در زمان : موجود شدن
0 سبد
بیشتر
دسته ها
جستجو
پروفایل
تماس
دسته بندی ها
کتابخانه
تکیه
محصولات کودک
مسیر رویایی
محصولات ویژه ماه ربیع الاول
نشیمن
گنجه
مطبخ
باغچه